موانع ارث | به چه کسانی ارث تعلق نمی‌گیرد؟

Post
موانع ارث شامل 4 مورد می‌باشد؛ که در فرض وجود یکی از این موانع ارث‌بری صورت نمی‌گیرد و شخص وارث محسوب نمی‌شود.(ادامه دارد)
 
موانع ارث شامل 4 مورد می‌باشد؛ که در فرض وجود یکی از این موانع ارث‌بری صورت نمی‌گیرد و شخص وارث محسوب نمی‌شود.
موانع ارث عبارتند از :
1) قتل : قتل یعنی سلب حیات 
اگر شخصی مورث خود را عمداً بکشد، از او ارث نمی‌برد.
اگر به طور غیر عمدی (خطای محض) باشد، مشمول موانع ارث نمی‌گردد و فقط از دیه که باید بدهد، ارث نمی‌برد؛ وگرنه از باقی اموال ارث می‌برد.
در قتل عمدی مورث فرق نمی‌کند که قاتل منفرداً باشد یا مشارکتاً؛ زیرا مجازات شریک جرم، مجازات فاعل مستقل می‌باشد.
نکته قابل ذکر این است که معاونت در اصل فعل سلب حیات از مقتول هیچ نقشی ندارد و فقط زمینه سازی می‌کند.  
استناد ماده 880 + 881 قانون مدنی: اگر قتل مورث به حکم قانون و مقامات صالحه قانونی باشد و یا مشمول یکی از معاذیر قانونی باشد؛ در این فرض محرومیت از ارث جاری نمی‌شود. مثال: وارث مسئول اجرای حکم اعدام باشد و یا وارث به عنوان دفاع مشروع مرتکب قتل مورث می‌شود.
سوال: فرضاً نوه ای پدر‌بزرگ خود را به قتل می‌رساند، آیا در این جا از ارث پدر بزرگ سهم دارد یا خیر؟! 
پاسخ: در این فرض، چون طبق قاعده اقربیت از ابتدا پسر مورث حاجب ارث‌بری نوه مورث می‌شد، نوه ارثی نمی برد اما با توجه به مسئله بعد از فوت مقتول (پدر بزرگ) ما ترک به مالکیت پدر قاتل (پسر) در می‌آید و بنابراین قاتل از ماترک پدر خود ارث می‌برد.
وقتی کسی به عنوان قتل، محروم از ارث مورث است، فقط خودش محروم می‌باشد و سایر خویشاوندان وی محروم نیستند مگر قاعده اقربیت (نزدیک تر به میت، دور تر از میت را از ارث محروم می کند.) جاری شود.
بطور مثال: زید قاتل پدر خود می‌باشد : زید تنها خودش محروم از ارث می‌شود اما بچه‌های زید محروم از ارث نمی‌باشند. زیرا مجازات‌ها شخصی هستند.
2) کفر : معنای لغوی کفر، سیاهی و تاریکی است. معنای فقهی کفر، مسلمان نبودن است.
طبق قاعده نفی سبیل (ماده 881 مکرر قانون مدنی): غیر مسلمان از مسلمان ارث نمی‌برد ولی وارث مسلمان از مورث غیر مسلمان ارث می‌برد اگرچه از لحاظ طبقه و درجه از سایر وارث کافر دور باشد.
این قاعده نشأت می‌گیرد از استدلال فقهی و قانونی: که غیر مسلمان به مسلمان نباید راه نفوذ پیدا کند و برتری داشته باشد.
مثال: مسیح ارمنی می‌باشد و خویشاوندان وی 3 فرزند ارمنی و 1 نوه مسلمان می‌باشد. با فرض فوت مسیح، با وجود فرزندان متوفی، نوه نباید ارث ببرد اما به دلیل اینکه مسلمان است و از این نسبت ارجحیت دارد، فرزندان متوفی را از ارث محروم می‌کند.
پس نتیجه می‌گیریم: کافر از کافر ارث می‌برد اما اگر مسلمان در میان وراث باشد، وراث کافر ولو نزدیک‌تر محروم هستند.
3) لعان: از نظر معنی لغوی لعنت می‌باشد یعنی از رحمت خدا دور بودن. از نظر فقهی یک طرق قضائی بوده است که به موجب آن در یک فرض خاصی ازدواج زن و شوهر منفسخ می‌شود و بانی لعان، شوهر می‌باشد.
به موجب لعان زن و شوهر نه تنها از هم جدا می‌شوند بلکه بینشان حرمت ابدی حاصل می‌گردد.
لعان در فرضی که شوهر به صورت صریح یا ضمنی به همسر خود نسبت زنا می دهد، 2 مورد می‌باشد:
1) لعان در نسبت زنا به طور صریح و واضح: شوهر در دادگاه عنوان می‌کند که زن خود مرتکب فعل جنسی با مرد غریبه شده و شوهر خودش او را در حال ارتکاب این فعل دیده است ولی شاهدی برای اثبات حرفش ندارد.
2) لعان در نسبت زنا به طور ضمنی: نفی ولد یعنی زن و شوهر فرزندی دارند، این بچه در فراش شوهر متولد شده است و شوهر این بچه را از خود نفی می‌کند.
لعان باعث می‌شود که حد قذف از مرد و حد زنا از زن ساقط شود:
مرد 4 بار خداوند را گواه راستگوئی خودش قرار می‌دهد که زن خود را در حین ارتکاب این فعل دیده‌ام.
زن هم 4 بار خداوند را گواه راستگوئی خودش قرار می‌دهد که من این کار را انجام نداده‌ام.
بعد از لعان نکاح منفسخ می‌شود و تفریقی که با لعان حاصل می‌شود، به موجب ماده 1052 قانون مدنی موجب حرمت ابدی بین زن و شوهر می‌گردد.
در لعان نفی ولد، بعد از اجرای تشریفات لعان به شرح فوق، فرزند نسبتش به مادر محفوظ می‌ماند اما نسبتش به پدر قطع می شود و از هم ارث نمی‌برند.
شایان به ذکر است، لعان نفی ولد از طرف پدر قابل رجوع است. در فرض رجوع: فرزند از پدر ارث می‌برد اما پدر طبق قاعده "اِقرار العُقلاء عَلی اَنفُسهم جائِز" از فرزند ارث نمی‌برد.
4) ولادت از زنا: مورد چهار از موانع ارث " ولادت از زنا " می‌باشد، یعنی آقایی با خانمی رابطه زنا داشته و از این رابطه طفلی به‌وجود آمده، در فرض فوت این خانم یا آقا، طفل از هیچ یک ارث نمی‌برد زیرا رابطه نسبی مشروعی وجود ندارد و از هم ارث نمی‌برند.
یک رابطه جنسی ممکن است نسبت به یک نفر زنا باشد و نسبت به طرف دیگر شبهه: زنایی صورت گرفته که یک طرف، طرف دیگر را مجبور کرده، در این وضعیت نسبت به طرفی که علم و اختیار دارد  زنا محسوب می‌شود و نسبت به طرف دیگر که علم و اختیار ندارد، شبهه محسوب می‌شود.
اگر در چنین رابطه‌ای طفلی متولد شود، نسبت به طرفی که محکوم به زنا است می‌شود ولد زنا و ارث‌بری قطع می‌شود  و نسبت به طرف دیگر می‌شود ولد شبهه که در حکم ولد صحیح می‌باشد و ارث‌بری جاری است.

سجاد نجفی

7888

دانش آموخته دوره دکتری تخصصی حقوق بین الملل عمومی... مشاور و کارشناس ارشد حقوق و مشاوره تحصیلی تخصص گرایش های حقوق- مدرس و مترجم زبان انگلیسی عمومی و تخصصی رشته حقوق