چرا خواستگاری پسرها از دخترها انقدر کم شده ؟

Post
در مقاله قبلی به این موضوع اشاره کردیم که به علل مختلف که یکی از مهمترین آن‌ها علل روانی است بهتر است که پسرها به خواستگاری دخترها بروند که این علت‌ها را در این مقاله به تفصیل بیشتری برمی شمریم. اما چرا در حال حاضر تعداد ازدواج‌ها(خواستگاری‌ها) انقدر کم شده است و پسرها کمتر به خواستگاری دخترها می‌روند گرچه به جرات می‌توان گفت که دختران ایرانی یکی از پاک‌ترین، نجیب‌ترین مهربان‌ترین دختران در بین کشورهای دنیا هستند.(ادامه دارد)

 

هرچند دختر نیز مانند پسر دارای حق خواستگاری و انتخاب است و چه بسا در دوران کنونی شاید مصلحت در خواستگاری رفتن توسط دختر است (توضیح می دهیم ) اما بدلایل زیر اگر پسرها به خواستگاری دختر مورد علاقه خود برود بهتر است .. یک .پسر فاعل است و دختر مفعول ...و طبعا فاعل اگر به خواستگاری برود به نفع شان اجتماعی مفعول است .. دو. پسر با رفتن به خواستگاری مسئولیت های اجتماعی و شرعی خود در مقابل دختر را می پذیرد .‌اما اگر دختر به خواستگاری پسر برود شاید اینطور جلوه کند که دختر پسر را با هر وضع مالی (که توان اداره مالی خانواده را نداشته باشد) پذیرفته است ..اما در حالت معمول پسر باید توان مالی لازم را برای خود ایجاد و به سمت ازدواج برود . سه .پسر با رفتن به خواستکاری (رسمی ) علنا خود را در معرض انتخاب و اجازه پدر دختر قرار می دهد اما در برعکس قضیه مسئولیت کسب اجازه از پدر بر عهده دختر می افتد . چهار .از نظر اجتماعی (اجتماع صحیح و بهنجار) جایگاه اصلی دختر در محیط آسایش و آرامش که با لطافت وی سنخیت دارد بوده (هرچند که حقوق وی محفوظ است) اما جایگاه پسر محیط کار وبیرون از منزل می باشد و لذا پسر باید به سمت دختر رجوع نماید .. پنج .اگر پسر به سمت دختر برای خواستگاری رسمی برود ..شرایط خانواده دختر را برای ازدواج باید قبول کند که طبعا بصورت بالعکس چون با خواست دختر بوده اینطور شاید نباشد . شش.باز از منظر اجتماعی فرض کنید که در اجتماع سالم مردان در حال کار در محیط اجتماع هستند و زنان به آنان رجوع کرده و تقاضای ازدواج نمایند ..و خدای نکرده در این موضوع رقابتی اتفاق بیفتتد چه وضع اجتماعی اسف باری اتفاق خواهد افتاد و شاید برخی مردان به خود اجازه هر گونه سو استفاده ای را بدون دادن حقوق زنان بدهند ویا از مسئولیتهای فردی و اجتماعی خود نسبت به زنان شانه خالی کنند . اما سوال اینجاست که با وجود فواید خواستگاری پسرها از دختران چرا در حال حاضر این اتفاق بسیار کم شده و یا در سن بالا اتفاق می افتد ..؟ پاسخ این سوال در برگیرنده طیفی از مسائل اجتماعی و رفتاری و فرهنگی است که به تشریح آنان می پردازیم .. ۱.پسر بسیار دیر برای پذیرش مسیولیت اجتماعی آماده میشود .. متاسفانه در کشور ما آموزش و پرورش یک مشکل اساسی دارد و آن تعریف صحیح هدف آن است . امام خمینی رحمت الله علیه یک هدف کلی برای آموزش و پرورش تعیین فرمودند و آن آموزش و پرورش انسانها بود ...اما این هدف گرچه صحیح است بسیار کلی است ..چرا که انسانها در همه سنین و در هر حالتی حتی زمانی که به مدرسه یا دانشگاه نمی روند باید در حال آموزش و یادگیری علم و دانش و پرورش استعدادهای خود باشند و این هدف خلقت است ... اما دست اندر کاران فرهنگی باید برای مقطعی که بچه ها را به مدرسه می برند ..هدف و چشم انداز خاصی از آن داشته باشند ..به عبارت بهتر ما چرا فرزندان خود را به مدت حداقل ۱۲ سال به مدرسه می فرستیم ؟چه خروجی مشخص و ملموسی از این کار می خواهیم بگیریم و چرا ؟واقعا جواب صحیحی برای این سوالات وجود ندارد ..چرا که اگر داشت باید طبعا خروجی این ۱۲ سال اماده کردن انسانها برای پذیرش مسیولیت فردی و اجتماعی بود ...و چرا ۱۲ سال ؟این هم سوالی است که براساس خصوصیات روانی کارکرد فردی و اجتماعی دختر و پسر بنا نهاده نشده و لذا خروجی مدرسه در سن ۱۸ سالگی دختران و پسرانی نیست که امادگی لازم برای ازدواج و حضور مستقل در اجتماع را داشته باشند .و دختران و پسران علی رغم احتیاجات مختلف روحی وروانی در این سن مثل احتیاج به ازدواج .احتیاج به استقلال مالی و روحی .احتیاج به کار و فعالیتهای اجتماعی ..هبچگونه امکانی نه از نظر علمی و نه از نظر مالی و نه از نظر اجتماعی برای برآورده ساختن این احتیاجات خود ندارند و بهت زده و از روی ناچاری دانشگاه را انتخاب تا از پس گذراندن دوران دانشگاه شاید به این امادگیها دست یابند ..که در اکثرمواقع به دلایلی که اکثرا می دانید این اتفاق نمی افتد ...مسئله خنده دار سربازی در این دوران نیز مزید علت می گردد که سن ازدواج باز هم به تاخیر بیفتد ...جالب است بدانید که بدلیل عدم ارضا صحیح تمایلات روحی .روانی و جسمی دختران و پسران در این سنین امار روی اوری به سیگار و مواد مخدر و ‌.‌..بشدت بالا می رود ...البته باید گفت که راه حل این قضیه کاملا مشخص است و آن تعریف آموزش و پرورش بر اساس زندگی بهتر است و زندگی بهتر زندگی است که مطابق نیازهای و امیال روحی .روانی و جسمی باشد که خداوند در انسانها بنا نهاده است ..خصوصیاتی مثل ازدواج ..تمایل به استقلال و... اگر اموزش و پرورش و مسئولین فرهنگی ما این موضوع را در پس تمام هیاهوهای ذهنی خود درک کنند که پسر درچه سنی و دختر در چه سنی باید برای مسیولیت های اجتماعی و فردی خود و ازدواج اماده باشد و بر اساس آن سیستم اموزش و پرورش را سازماندهی کنند قطعا مشکل ازدواج در کشور حل خواهد شد ...وقتی پسر در سن حدود ۱۵ سالگی تمایل به تشکیل خاتواده داشته و میل جنسی و استقلال طلبی وی بروز پیدا می نماید چرا نباید در این سن برای مسئولیت مهم تشکیل خانواده محیا باشد ؟؟؟واقعا چطور مسئولین فرهنگی ما دم از اسلام می زنند درصورتیکه برای اولین مسیولیت و تکلیف شرعی یک جوان در سن تکلیف که آن انجام واجبات و نهی محرمات و بدست اوردن قوت لایموت است فکری نمی کنند ؟چرا دختر را برای پذیرش یکی از بدیهی ترین ،زیباترین و سنگین ترین مسئولیتهای وی یعنی همسر و مادر شدن تربیت نمی کنند ؟کدام یک از ما سینوس و کسینوس و تانژانت را در زندگی خود احساس کرده ایم ؟اما کدام یک از مادرها و پدرها در برخورد با کودک زیبای خود احساس عدم آگاهی در برخورد صحیح را نداشته ایم و چرا در پنج سال اول زندگی اکثر جوانان در ایران تنش و تشنج وجود دارد ؟بصورت خلاصه راه حل بدیهی این موضوع اینست که مسیولین ما پسران و دختران را برای سن بلوغ خود در مدرسه اماده کنند و مثلا بعد از دوران ابتدایی ۳ یا ۴ سال با حذف دوران راهنمایی و سپردن (شناخت استعداد نوجوان به کارشناسان این رشته ( به جای تلف کردن ۳ سال از عمر نوجوان در این ۳ سال برای شناخت استعداد وی ) دوره مهارت اموزی ۴ ساله برای وی به شکلی برقرار نمایند (۲ سال علمی .۲ سال تجربی) که در سن ۱۵ سالگی پسر برای کار از نظر مهارت کاملا اماده باشد و در این صورت اولین اقدام این پسر ازدواج خواهد بود و چقدر روانشناسان بر دوام و زیبایی و لذت ازدواج در این سن تاکید دارند که متاسفانه از جوانان کشورم دریغ شده است و همچنین به دختران مهارت های ارتباط باهمسر و فرزند پروری و خانه داری و ...را بیاموزند و اگراین چنین کنند طبعا ورودی دانشگاهها کاهش و سلامت روانی جامعه افزایش واز بزه های اجتماعی کاسته می شود . ۲‌.مشکل سربازی ..در جامعه امروزی و با شناخت اصول جنگهای نامتقارن و تجربه سالهای دفاع مقدس ..طبعا سربازی به شکل کنونی هیچ توجیهی جز داشتن پول نفت مفت و عدم تمایل به تغییر در مسئولین بی درد کشور ندارد.چرا که بسیار راحت می توانند سربازی را به یک دوره اموزشی بسیار مناسب ۳ یا ۴ ماهه و سپس سازماندهی در قالب بسیج محلات ( براساس اصول جنگهای نامتقارن ) و ..استفاده از ابزار آی تی جهت لجستیک سریع تبدیل نمایند ..و تبدیل سربازی از دوران حبس در پادگانها به یک وطیفه شرعی و ملی همیشگی سیستمی تبدیل نمایند . ۳.انتظارات ناشی از هنجارهای غلط اجتماعی .. در زمانهای گذشته پسر از همان سنین نوجوانی در خدمت پدر و در کارگاه و یا محل کسب وی به کار مَشغول میگشت و ضمن داشتن درآمد مناسب در سن ازدواج پدر نیز در هنگام اردواج وی از تمکن کافی برای پشتیبانی از او برخوردار بود .‌اما در حال حاضر و به علت وجودشغل کارمندی ویا شغلهای کاذب دیگر( به دلیل وابستگی کشور به نفت شغلهای کاذب ایجاد می گردد ) چنین امکانی نه برای پدر و نه برای پسر وجود ندارد .لذا توقعات اجتماعی همان برگذاری و ساپورت زیبای مانده در اذهان اجتماع است اما واقعیات بشدت تغییر کرده و این عدم تطابق تشکیل یگ خاتواده برای جوانان را بسیاربسیار مشکل نموده است . ۴.مسائل فرهنگی رواج یافته در روابط زن و شوهر و قضیه تک همسری

مریم میرهادی

4474

کارشناسی ارشد مشاوره عضو سازمان نظام روانشناسی ایران مشاوره خانواده، نوجوان و جوان، روانشناسی رابطه ، مشاوره پیش از ازدواج، طلاق