مشاوره تلفنی
مشاوره تلفنی
شماره تماس: 02175189000

عدم بروز هیجانات و تأثیر آن بر زندگی مشترک: راهکارهای ابراز احساسات

عکس پروفایل لیلا کیمیارودی | مشاور جوانان و ازدواج
عدم بروز هیجانات و تأثیر آن بر زندگی مشترک: راهکارهای ابراز احساسات?>

زندگی مشترک تنها با حضور دو نفر شکل نمی‌گیرد؛ بلکه با حضور دو «جهان عاطفی» معنا پیدا می‌کند. هر انسان با مجموعه‌ای از احساسات، نیازها، تجربه‌ها و الگوهای تربیتی وارد رابطه می‌شود. اما برخی افراد با وجود داشتن احساسات عمیق، توانایی یا جرأت بیان آن‌ها را ندارند. آن‌ها عاشق‌اند، دلتنگ می‌شوند، ناراحت می‌شوند، ولی این احساسات را در سکوتی طولانی پنهان می‌کنند. این سکوت در ابتدا شاید نشانه آرامش یا تعادل به‌نظر برسد، اما به مرور زمان، رابطه را از گرما، صمیمیت و امنیت عاطفی تهی می‌کند.

مشکل از کجا آغاز می‌شود؟ بسیاری از این افراد در خانواده‌هایی رشد کرده‌اند که احساسات، یا بی‌اهمیت جلوه داده شده، یا خطرناک، یا نشانه ضعف تلقی شده است. بنابراین یاد می‌گیرند که «احساس داشتن مجاز است اما نشان دادن آن ممنوع». همین الگو وارد زندگی مشترک می‌شود و زوجین را دچار سردی عاطفی، سوءتفاهم و فاصله می‌کند.

هدف این محتوا، بررسی ریشه‌های عدم بروز هیجان در زندگی مشترک، شناخت نوع خانواده‌هایی که چنین الگوهایی را شکل می‌دهند و در نهایت کمک به درک عمیق‌تری از اهمیت ابراز احساسات در صمیمیت و دوام رابطه است. این آگاهی می‌تواند نقطه آغاز تغییری باشد که رابطه را از سکوت به گفت‌وگوی عاطفی، و از سردی به گرمای عشق بازگرداند.

عدم بروز هیجان در زندگی مشترک یعنی چه؟

عدم بروز هیجان یعنی فرد توانایی، تمایل یا مهارت کافی برای نشان دادن احساسات خود ندارد. او ممکن است:

  1. عاشق باشد اما نگوید.
  2. ناراحت باشد اما حرف نزند.
  3. خوشحال باشد اما شادی نکند.

این افراد در ظاهر آرام و منطقی به‌نظر می‌رسند، اما در درون خود احساسات فراوانی دارند. تفاوت اینجاست که احساس می‌کنند اما ابراز نمی‌کنند. در نتیجه، رابطه تبدیل به یک همکاری مشترک برای مدیریت خانه و زندگی می‌شود، نه یک زندگی عاشقانه. زوجین کم‌کم انگیزه ابراز علاقه به‌هم را از دست می‌دهند و عشق، از یک «احساس فعال» به یک «فرضیه خاموش» تبدیل می‌شود.

 

چگونه سرکوب هیجانات رابطه عاشقانه را تهدید می‌کند؟

هیجان در رابطه مانند خون در بدن است. اگر نباشد، رابطه زنده نمی‌ماند. وقتی یکی از زوجین احساساتش را بروز نمی‌دهد:

  1. رابطه از حالت «گرم و پویا» به حالت «خنثی و یکنواخت» تغییر می‌کند.
  2. طرف مقابل مجبور می‌شود احساسات را حدس بزند.
  3. احتمال سوءتفاهم، خیال‌پردازی منفی و قضاوت اشتباه بالا می‌رود.

سرکوب هیجان باعث می‌شود زوجین با گذشت زمان از یکدیگر دور شوند بدون آنکه علت مشخصی ببینند. این فاصله عاطفی ممکن است زمینه‌ساز:

  1. کاهش میل جنسی
  2. نیاز به توجه بیرونی
  3. وابستگی عاطفی به فردی خارج از رابطه
    شود. بنابراین سرکوب احساسات فقط سکوت نیست، تهدیدی علیه امنیت رابطه است.

 

ارتباط بین بیان نکردن احساسات و تعارض‌های زناشویی

خیلی از تعارض‌های بین زوجین به‌خاطر اختلاف واقعی نیست؛ بلکه به‌خاطر نگفتن و نفهمیدن است. وقتی فرد ناراحت است اما نمی‌گوید، طرف مقابل رفتارش را ادامه می‌دهد و ناخواسته زخم دیگری می‌زند.

افراد کم‌هیجان معمولاً یک مسیر مشترک را طی می‌کنند:

  1. سکوت می‌کنند تا رابطه خراب نشود.
  2. سکوت‌ها تبدیل به رنج پنهان می‌شوند.
  3. رنج تبدیل به خشم فروخورده می‌شود.
  4. ناگهان از یک موضوع کوچک منفجر می‌شوند.

در اینجا طرف مقابل شوکه می‌شود، چون نمی‌فهمد چرا موضوع کوچکی باعث انفجار شد. بنابراین، سرکوب احساسات، تعارض را ایجاد نمی‌کند؛ آن را دیرتر و شدیدتر می‌کند.

 

بیشتر بدانید: ترس از دست دادن عزیزان و راهکارهای غلبه بر آن(طرحواره رهاشدگی)

 

چه خانواده‌هایی فرزندان کم‌هیجان تربیت می‌کنند؟

نوع تربیت خانوادگی نقش اصلی در شکل‌گیری شخصیت هیجانی دارد. خانواده‌هایی که فرزند کم‌هیجان تربیت می‌کنند، ویژگی‌هایی مانند موارد زیر دارند:

  1. احساسات در آنها بی‌ارزش شمرده می‌شود.
  2. درباره احساسات حرف زده نمی‌شود.
  3. نمایش عاطفی به‌عنوان ضعف دیده می‌شود.
  4. اعضا بیشتر از منطق حرف می‌زنند تا از رابطه.

این خانواده‌ها به جای اینکه بپرسند:
چی احساس می‌کنی؟
می‌پرسند:
چی کار کردی؟

احساسات در این خانه‌ها، موضوع جدی و قابل درک محسوب نمی‌شوند. کودک یاد می‌گیرد احساسات یا مزاحمند یا خطرناک؛ پس بهتر است پنهان بمانند.

 

خانواده‌های سرد و بی‌توجه؛ آغاز یک زندگی مشترک بی‌هیجان

در خانواده‌های سرد، محبت اغلب وجود دارد اما ابراز نمی‌شود. والدین ممکن است عاشق فرزند باشند اما:

  1. بغلش نکنند
  2. در چشم‌هایش نگاه نکنند
  3. جمله‌های محبت‌آمیز نگویند

کودک یاد می‌گیرد که «دوست داشتن را باید فهمید، نه گفت». از آن‌جایی که هرگز در محیطی پر از کلمات محبت‌آمیز و رفتارهای مشفقانه رشد نکرده، وقتی ازدواج می‌کند:

  1. نمی‌تواند «دوستت دارم» بگوید.
  2. نمی‌داند چطور نوازش کند.
  3. باور دارد محبت نیازی به بیان ندارد.

نتیجه: رابطه از محبت خالی نیست، از نمایش محبت خالی است و این بسیار خطرناک‌تر است.

 

رشد در خانواده‌های سخت‌گیر و اثر آن بر بیان احساسات در ازدواج

والدین سخت‌گیر، به‌ظاهر دنبال تربیت خوب هستند، اما اغلب احساسات کودک را نادیده می‌گیرند. پیام‌های رایجی که کودک در چنین خانواده‌هایی می‌شنود:

  1. حرف نزن!
  2. زیادی حساس نباش!
  3. قوی باش!

کودک یاد می‌گیرد آدم خوب کسی است که احساس ندارد. این کودکان در بزرگسالی، در روابط عاطفی:

  1. فکر می‌کنند ابراز احساسات ضعف است.
  2. از گفتن مشکلات خجالت می‌کشند.
  3. فکر می‌کنند باید همیشه قوی و بی‌نیاز باشند.

اما «قوی بودن» در رابطه، یعنی توانایی حرف زدن و نشان دادن نیازها. افراد سرد احساسی، درواقع ضعف در ابراز دارند، نه قدرت در کنترل.

 

کودکی در کنار والدین کنترل‌گر؛ از ترس احساس کردن تا ترس عاشق بودن

والدین کنترل‌گر اجازه تجربه، اشتباه و انتخاب نمی‌دهند. این والدین:

  1. به‌جای کودک تصمیم می‌گیرند.
  2. به‌جای او فکر می‌کنند.
  3. حتی سعی می‌کنند به‌جای او احساس کنند.

کودک چنین والدینی، شخصیت مستقلی پیدا نمی‌کند. او نمی‌آموزد چه چیزی دوست دارد یا ندارد، چه چیزی ناراحتش می‌کند یا خوشحالش می‌کند. در بزرگسالی وقتی وارد رابطه می‌شود:

  1. نمی‌داند چگونه نیازش را بیان کند.
  2. از احساساتش می‌ترسد.
  3. فکر می‌کند اگر احساس نشان دهد، کنترل را از دست می‌دهد.

این افراد در عشق محتاط‌اند، نه چون سرد هستند؛ چون از دست دادن کنترل می‌ترسند.

 

چرا فرزند خانواده‌های پراسترس، در ازدواج احساساتش را بروز نمی‌دهد؟

خانواده‌هایی که دائم تنش، داد و دعوا، تهمت یا نگرانی در آنها وجود دارد، احساسات را به موضوعی خطرناک تبدیل می‌کنند. کودک یاد می‌گیرد:

  1. اگر حرف بزنی، اوضاع بدتر می‌شود.
  2. اگر ناراحتی بگویی، جنگ شروع می‌شود.

پس برای حفاظت از آرامش نسبی، کودک یاد می‌گیرد احساسات را مخفی کند تا بحران ایجاد نشود. همین الگو وارد زندگی مشترک می‌شود. در ازدواج، این افراد:

  1. از گفتن رنج‌ها می‌ترسند.
  2. ناراحتی را پنهان می‌کنند.
  3. ترجیح می‌دهند سکوت کنند و فقط تحمل کنند.

اما سکوت در رابطه، حل کردن مشکل نیست؛ خارج کردن رابطه از نفس کشیدن طبیعی‌اش است.

 

نقش الگوهای والدین در کم‌اثر بودن هیجانات در روابط عاطفی

والدین اولین معلم‌های عشق هستند. اگر کودک محبت والدین به هم را نبیند، چگونه یاد بگیرد؟ وقتی:

  1. والدین همدیگر را در آغوش نمی‌گیرند،
  2. محبت نمی‌کنند،
  3. هرگز چیزی درباره عشق نمی‌گویند،

کودک تصور می‌کند عشق، بیشتر شبیه «وظیفه» است تا «احساس». در بزرگسالی هم رابطه را به وظایف تبدیل می‌کند:

  1. وظیفه تأمین مالی
  2. وظیفه رسیدگی به خانه
  3. وظیفه وفاداری

اما رابطه تنها با وظیفه ادامه پیدا نمی‌کند. وظیفه بدون هیجان، تبدیل به خدمتکاری دوطرفه می‌شود نه زندگی مشترک.

 

بیشتر بدانید: تاثیر ورزش و تغییر خلق در خانم های خانه دار

 

تفاوت تربیت هیجانی سالم با تربیت هیجانی سرکوب‌گر

در تربیت سالم هیجانی، کودک می‌آموزد:

  1. احساسات بد نیستند.
  2. باید نام‌گذاری و شناخته شوند.
  3. باید با احترام بیان شوند.
  4. با مسئولیت‌پذیری مدیریت شوند.

اما در تربیت سرکوب‌گر:

  1. احساسات خطرناک یا بی‌ارزش‌اند.
  2. بیان احساسات باعث تنبیه یا تمسخر می‌شود.
  3. کودک «بدون احساس» بودن را یاد می‌گیرد.

رابطه‌ای که با فرد بدون ابراز احساس ادامه پیدا می‌کند، رابطه‌ای است که هیجانش زنده مانده، اما اجازه زندگی ندارد.

 

نتیجه‌گیری

رابطه‌ای که در آن احساسات دیده و شنیده نمی‌شوند، کم‌کم نفسش را از دست می‌دهد. هیچ زوجی از ابتدا سرد و بی‌هیجان نیست؛ تجربه‌های کودکی، الگوهای خانوادگی و آموزش‌های نادرست، گاهی باعث می‌شوند بزرگسالانی شویم که نمی‌دانیم چگونه عشق و علاقه‌مان را نشان دهیم یا از نیازهای عاطفی‌مان حرف بزنیم. اما خبر خوب این است که ابراز احساسات مهارتی است که می‌توان آن را یاد گرفت، تمرین کرد و تغییر داد.

اگر در زندگی مشترک احساس می‌کنید:

  1. حرف‌هایی برای گفتن دارید ولی نمی‌توانید بیان کنید،
  2. شریک زندگی‌تان کمتر محبت می‌کند یا احساساتش را نشان نمی‌دهد،
  3. یا هر دو در رابطه‌ای هستید که دوستش دارید ولی نمی‌دانید چطور گرم‌تر و صمیمی‌ترش کنید،

این سکوت به معنای شکست نیست؛ بلکه فرصتی است برای رشد و تغییر. کافی است اولین قدم را بردارید و راه را برای بهبود رابطه‌تان هموار کنید.

برای دریافت مشاوره تلفنی رایگان با لیلا کیمیارودی مشاور جوانان و ازدواج و یادگیری مهارت‌های ابراز احساسات و صمیمیت، با شماره زیر تماس بگیرید و کد را وارد کنید:

02175189000   وکد 2832 گاهی تنها یک گفت‌وگوی درست می‌تواند شروع دوباره‌ی عشق باشد.

 

سؤالات متداول

چرا بعضی افراد احساساتشان را بروز نمی‌دهند؟

این موضوع معمولاً ریشه در نوع تربیت دارد؛ مثلاً بزرگ شدن در خانواده‌های سرد، استرس‌زا یا سخت‌گیر باعث می‌شود فرد یاد بگیرد که حرف زدن درباره هیجان‌ها بی‌فایده یا خطرناک است. با آموزش مهارت‌های هیجانی و مشاوره فوری روانشناسی می‌توان این رفتار را تغییر داد.

اگر همسرم احساساتش را بیان نمی‌کند، چطور با او برخورد کنم؟

سرزنش یا فشار مستقیم نتیجه ندارد. بهتر است با جملات حمایتی، بیان احساسات خودتان و تشویق غیرمستقیم، فضا را امن کنید. این مشکل با راهنمایی یک متخصص و مشاوره فوری بسیار بهتر و سریع‌تر حل می‌شود.

آیا عدم ابراز احساسات همیشه نشانه بی‌علاقگی است؟

نه. بسیاری از افراد احساس دارند ولی بلد نیستند نشان دهند. این موضوع بیشتر یک مهارت آموختنی است تا نشانه سردی یا بی‌عشق بودن. با کمک یک مشاوره تلفنی تخصصی می‌توان یاد گرفت محبت را درست و سالم ابراز کرد.