مشاوره تلفنی
مشاوره تلفنی
شماره تماس: 02175189000

تعیین صحیح خوانده در طرح هر دعوا

عکس پروفایل میلاد پازوکی زاده | مشاور حقوق
تعیین صحیح خوانده در طرح هر دعوا?>

 در دعاوی حقوقی زمانی که قصد داریم علیه شخصی طرح دعوا نماییم می‌بایست نام و مشخصات آن شخص را به‌عنوان خوانده در دادخواست درج نماییم. البته در دعاوی کیفری در برخی موارد تعیین و شناسایی مرتکب جرم برای شاکی در زمان شکایت ممکن نیست و این امر بر عهده دادسرا و ارکان آن است که مرتکب جرم را شناسایی نمایند، در این مقاله، معیارهای تعیین و تشخیص خوانده یک دعوای حقوقی به‌اختصار تبیین شده است.

 تعیین صحیح خوانده یا خواندگان یک دعوا در دادخواست از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چراکه در صورت تعیین ناصحیح خوانده، دادگاه به جهت عدم توجه دعوا نسبت به آن خوانده، دعوای شما را رد خواهد نمود و این بدین معنی است که پس از صرف هزینه و زمان، نه‌تنها هزینه ثبت دادخواست مسترد نمی‌شود بلکه می‌بایست مجدداً فرایند تنظیم و ثبت دادخواست طی شود .

 همچنین در برخی دعاوی مطابق قوانین موضوعه می‌بایست چند شخص خوانده دعوا قرار گیرند، به عبارتی خوانده دعوا صرفاً شخصی نیست که ادعا علیه او مطرح شده و خواهان وی را متعهد و مسئول در برابر خود می‌داند، بلکه ممکن است لازم باشد اشخاص دیگری نیز به‌عنوان خوانده طرف دعوا قرار گیرند تا دادگاه بتواند به موضوع دعوا رسیدگی نماید. به‌عنوان‌مثال در دعوای ورود شخص ثالث و اعتراض شخص ثالث می‌بایست اصحاب دعوای اصلی (خواهان و خواندهٔ دعوای اصلی) هر دو، خوانده دعاوی اخیر قرار گیرند تا دعوا قابل استماع باشد.

 

معیارهای شناسایی خوانده

1 - ضوابط قانونی

در برخی دعاوی حقوقی به‌حکم‌قانون خواهان مکلف است علاوه‌برآن شخصی که معتقد است مسبب ورود ضرر مادی یا معنوی به وی بوده است، شخص یا اشخاص دیگری را نیز خوانده دعوای خود قرار دهد و در دادخواست در ستون خوانده اسم و مشخصات آنها را قید نماید بدون اینکه اصلاً ادعایی علیه آنها داشته باشد، مانند فرضی که در یک دعوا بانک خوانده قرار داده شده است که ملک مورد معامله، در رهن او است به سبب وامی که فروشنده ملک از بانک دریافت نموده است، به‌عنوان یکی از خواندگان در دعوای الزام به فک رهن و تنظیم سند رسمی انتقال بنام خریدار که در این مثال اگر چه خواهان ادعایی علیه بانک ندارد لیکن به جهت اینکه ملک مورد معامله در رهن اوست می‌بایست جزو خواندگان دعوا قرار داده شود .

 قانون این حق را به خوانده داده است تا اگر دعوا متوجه وی نباشد به مرجع رسیدگی‌کننده ایراد نموده تا دعوا از جریان رسیدگی خارج شود .

 همچنین در مثالی دیگر در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی یک واحد از آپارتمان‌های احداثی، باتوجه‌به اینکه واحد آپارتمانی موضوع دعوا سند تفکیکی نداشته و به‌موجب تقسیم‌نامه عادی سهم اختصاصی فروشنده جزئی از سند مشاعی ساختمان همراه با مالکین مشاعی متعدد بوده است، لذا می‌بایست اسامی و مشخصات تمامی مالکین مشاعی ساختمان به‌عنوان خوانده در دادخواست آورده شود در غیر این صورت دعوا قابلیت استماع را نخواهد داشت .

 قوانین موضوعه ایران معیارهای تعیین خوانده در هر دعوا را مشخص ننموده است، همچنین رویه قضایی مشخص و منسجمی نیز دراین‌رابطه وجود ندارد؛ لذا قضات باتکیه‌بر تجربه و علم و دانش خود تصمیم‌گیری و اظهارنظر می‌نمایند. نکته حائز اهمیت در اینجا این است که اگر قضات تجربه و گستره دید کافی دراین‌خصوص نداشته باشند، دچار اشتباه شده و شاهد تصمیمات سلیقه محور و آرای متناقض متعددی در موضوع واحد از سوی قضات بی‌شماری خواهیم بود که باعث کندشدن روند رسیدگی دعاوی و سردرگمی نظام قوه قضائیه خواهد شد .

 ایراد عدم توجه دعوا به خوانده، مذکور در بند ۴ ماده ۸۴ و حکم آن در ماده ۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی، مستفاد می‌شود که دعوا باید متوجه شخص یا اشخاصی باشد که بالمباشره یا بالتسبیب حق خواهان را تضییع نموده‌اند .

 بنابراین خواهان باید دقت داشته باشد تا برای نتیجه‌گیری مطلوب از طرح دعوای خود، شخص یا اشخاصی را خوانده دعوا معرفی کند که یا به جهت ورود ضرر و تضییع حق او علیه آنها ادعا دارد و یا اینکه قانون یا رویه قضایی وی را ملزم نموده تا آن اشخاص را طرف دعوای خود قرار دهد .

نیل به این هدف مستلزم این است که خواهان اطلاعات کافی از مقررات و رویه قضایی و نیز نظریه علمای حقوق داشته باشد، باتوجه‌به گستردگی مطالب و منابع حقوقی اجرا و رعایت این نکات برای خواهان کمی دشوار به نظر می‌رسد، بنابراین بهتر است قبل طرح هر گونه دعوا و ثبت دادخواست، از خدمات مشاورین حقوقی بهره جست.

 

 

2 -  ذینفع بودن خوانده

 

دادخواست باید علیه شخصی ثبت شود که ذی‌نفع در دعواست .

 به‌طورکلی در تعریف خواندهٔ ذی‌نفع می‌توان این‌گونه بیان داشت، شخصی که حقوق وی متأثر از نتیجه دعواست ذی‌نفع شناخته می‌شود خواه شخص واحد باشد یا متعدد.

 ۳ - عین بودن موضوع خواسته

 منظور از عین و به‌تبع آن دعاوی عینی، دعوایی است که موضوع آن یک شیء ملموس است .

 در دعاوی عینی دعوا علیه کسی مطرح می‌شود که مال درید و در تصرف او است.

 ۴ - اصیل بودن خوانده

 هرگونه دعوای حقوقی باید به طرفیت اصیل مطرح شود لذا خوانده دعوا باید اصیل در یک رابطه حقوقی باشد .

 اصیل بودن بدین معنی است که فرضاً در یک رابطه حقوقی مثل انعقاد یک قرارداد بین دو شخص، یکی از طرفین قرارداد به نمایندگی و یا به وکالت از دیگری قرارداد را امضا می‌کند، حال آن شخص در این مثال اصیل نام دارد و شخصی که ازطرف او قرارداد را امضا نموده وکیل یا نماینده نام می‌گیرد .

 اگر یک رابطه حقوقی با استفاده از نماینده یا اعطای وکالت به دیگری ایجاد شود و سپس به تعهدات آن رابطه عمل نشود، می‌بایست علیه اصیل طرح دعوا نمود مبنی بر الزام به ایفای تعهدات، و طرح چنین دعوایی علیه وکیل یا نماینده، فاقد وجاهت قانونی است .

 در این راستا بنده میلاد پازوکی زاده مشاور حقوقی همراه شما هستم و می‌توانید برای اطلاعات بیشتر با شماره‌ ۰۲۱۷۵۱۸۹۰۰۰ را تماس بگیرید و کد 7497  را بگیرید و از طریق مشاوره رایگان تلفنی اطلاعات بیشتر را از بنده دریافت کنید.

 ۵ - اهلیت داشتن خوانده

 خوانده‌ای که طرف دعوا قرارمی گیرد باید اهلیت قانونی نسبت به دفاع از ادعای مطرح شده علیه خود را داشته باشد، به طور مثال طرح دعوا علیه متوفی بعد از فوت او مسموع نمی‌باشد و می‌بایست به طرفیت ورثهٔ وی مطرح نمود .

 در خصوص محجورین (صغار، سفیه و مجانین) اقامه دعوا می‌بایست به طرفیت ولی قهری، سرپرست قانونی و یا قیم آنها انجام شود چرا که محجورین اهلیت قانونی برای دفاع از خود در برابر ادعای مطروحه را ندارند .

در خصوص تجار اعم از شخص حقیقی و شخص حقوقی مثل شرکت‌های تجاری استثنائاً به‌حکم‌قانون در صورت صدور حکم ورشکستگی علیه آنها، هرگونه طرح دعوا علیه تجار به سبب سلب اهلیت از آنها با صدور حکم ورشکستگی، می‌بایست به طرفیت مدیر تصفیه یا اداره تصفیه امور ورشکستگی

 

  صورت گیرد. اما غیر از ورشکستگی در صورت انحلال شخص حقوقی به هر دلیل، مادام که شخصیت حقوقی باقی است اقامه دعوا باید به طرفیت خود شخص حقوقی صورت گیرد .

 ۶ - شخصیت حقوقی خوانده

 اشخاص حقوقی مخصوصاً شرکت‌های تجاری دارای شخصیت حقوقی مستقل هستند در نتیجه اقامه دعوا باید به طرفیت خود شخص حقوقی صورت گیرد و نه شرکا یا سهام‌داران آنها. در خصوص شرکت‌های دولتی، ادارات و سازمان‌های دولتی و مؤسسات غیرتجاری نیز این حکم جاری خواهد بود .

 ۷ - لزوم تعیین و تبیین ارکان دعوا

 در برخی موارد خوانده بی‌آنکه ذی‌نفع دعوای مطروحه باشد به دلیل لزوم تعیین و تبیین ارکان دعوا باید طرف دعوا قرار گیرد .

 نمونه این بحث نقل‌وانتقال سهام با نام شرکت سهامی عام است که علاوه بر فروشنده سهم باید شرکت صادرکننده سهم نیز طرف دعوای الزام به ثبت انتقال سهام قرار گیرد، چراکه ابتدا باید وقوع فروش و انتقال سهام اثبات شود همچنین اثبات این مطلب که سهام موضوع دعوا متعلق به شرکت طرف دعوا بوده و فروشنده نیز سهام‌دار آن شرکت بوده است.

 همچنین خواهان نمی‌تواند خوانده یا خواندگان دعوا را به نحو تردید تعیین کند، بدین صورت که اسامی و مشخصات اشخاصی را به‌عنوان خوانده در دادخواست قید کند و در شرح دادخواست بیان نماید که یکی از خواندگان معرفی شده را مقصر یا مسئول دانسته و از دادگاه تقاضای شناسایی مسئول اصلی و الزام وی به جبران خسارات را داشته باشد .

 

 ۸ - تجزیه‌ناپذیری دعوا

در خصوص برخی دعاوی، ادعای خواهان متوجه بخشی از موضوع خواسته و یا برخی از اشخاص مرتبط با موضوع دعوا است لیکن به سبب اینکه نمی‌توان موضوع خواسته را تفکیک نمود و صرفاً علیه اشخاصی طرح دعوا نمود که در دعوا ذی‌نفع هستند و سایر اشخاص ذی‌نفع نبوده و نتیجه رسیدگی و صدور رأی تأثیری بر آنها نخواهد گذاشت، اما به سبب اینکه نمی‌توان دعوا را تفکیک نمود و علیه اشخاصی که متأثر از طرح دعوا نخواهند بود طرح دعوا ننمود، لذا اسامی این اشخاص نیز به‌عنوان خوانده می‌بایست در دادخواست آورده شود.