در صورتی که ارتباط نامناسب میان کودکان و والدین شکل گیرد، خودباوری در بزرگسالی برای آنها کمرنگتر اتفاق میافتد و روابط صمیمانه کمتری را تجربه میکنند.
زمانی که کودکان اوقات خود را با والدینشان سپری میکنند، احساس آرامش و شادی را تجربه خواهند کرد و میتوانند در کنار آنها از شرایط استرسزا دور شوند.
به بیانیدیگر ارتباط روانی پایدار میان والدین و فرزندان کمک میکند تا افراد دوران بزرگسالی را بدون دغدغه، اختلالات رفتاری و شخصیتی و استرس و افسردگی سپری کنند و توانمندی و مهارتهای زندگی را افزایش دهند. همین موارد موجب میشود که در زندگی، روابط ایمنتری را تجربه و محدودیتهای واقعبینانه را مشاهده کنند و کمتر به کمالگرایی دچار شوند. هویت مستقل و آزادی داشته باشند و به راحتی در راستای اهداف خود حرکت کنند.
در ادامه خانم پرنیان رحیمی مشاور خانواده به بررسی رفتارهای اشتباه والدین و تاثیرات منفیای که در آینده در زندگی کودکان خواهند داشت میپردازد. تا انتها با ما همراه باشید.
عشق تان را به فرزندتان بروز نمی دهید
کودکان، پدر و مادرها را نه تنها مهمترین افراد زندگی خود، بلکه مهمترین افراد جهان میدانند. با این اوصاف، اگر کودکی عشق و علاقه لازم را از پدر و مادرش دریافت نکند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ طبیعی است که عزت نفس او زیر سوال میرود، به طوری که دیگر خودش را هم دوست نخواهد داشت. این طرز فکر میتواند در آینده روی نگاه کودک به ظاهرش هم تاثیرگذار باشد. از این رو، او مدام از اندام یا چهرهاش ایراد میگیرد و دست به جراحیهای پلاستیک برای تغییر خود، میزند.
عدهای دیگر به جای گیر دادن به خودشان، روی بچههایشان زوم میکنند. آنها سعی میکنند که تمام کمبودهای عاطفیشان را روی فرزندانشان جبران کنند. از این رو به شدت آنها را تحت کنترل خود در میآورند. آیا فردی که مدام تحت کنترل باشد، خوشحال خواهد بود؟ بنابراین سعی کنیم که احساسات خود را صادقانه با کودکانمان در میان بگذاریم.
می خواهید کنترل همه چیز را به عهده بگیرید
پدر و مادرها گاهی یادشان میرود که فرزندانشان بزرگ شدهاند و میتوانند برای زندگی خودشان تصمیم بگیرند. اگر شما فرزندانتان را مدام تحت کنترل داشته باشید، آنها از نظر احساسی بزرگ نمیشوند و در آینده نیز قادر به برقراری ارتباطی موثر با اطرافیانشان نخواهند بود. در واقع آنها نمیتوانند یک رابطه عاطفی سالم داشته باشند زیرا توان تصمیمگیری ندارند و به تنها چیزی که فکر میکنند، خودشان است. همین باعث میشود که آنها مدام با دیگران اختلاف نظر و جر و بحث داشته باشند.
این قدرت را به فرزندتان نمی دهید تا خود برای زندگی اش تصمیم بگیرند
زمانی که پدر و مادرها برای فرزندانشان تصمیم میگیرند، در واقع فرصت مستقل بودن را از آنها میگیرند. هر کودکی باید این حق را داشته باشد که برای زندگی خود تصمیم بگیرد، البته این بدین معنی نیست که پدر و مادر هیچ دخالتی در آن نداشته باشند، بلکه آنها باید نظارت و حمایتهای لازم را داشته باشند.
اگر کودکان توانایی تصمیمگیری نداشته باشند، قادر به حل کردن مشکلاتشان هم نخواهند بود. در این شرایط، آنها حتی در بزرگسالی هم برای تصمیمگیری به تایید فرد دیگری نیاز دارند. در واقع آنها نمیتوانند جایگاهشان را در جهان پیدا کنند، چون هیچوقت نمیدانند که دقیقا از زندگی میخواهند.
در مقابل آنها مدام دعوا می کنید
کودکانی که مدام دعوای پدر و مادرانشان را دیدهاند، در بزرگسالی 2 نوع رفتار از خود نشان میدهند: یا از بحث کردن بیزارند و به شدت از آن دوری میکنند یا این که مدام در پی آزار رساندن به دیگران هستند. در این شرایط، دخترا سعی میکنند به مردان نشان دهند که از آنها قویترند و پسرها عین رفتار پدرهایشان را تکرار میکنند. در برخی موارد، آنها متوجه رفتار اشتباهشان میشوند و برای دوری از آن به مواد مخدر یا الکل روی میآورند.
درخواست های غیرممکن از آنها دارید
از آنجا که کودکان به پدر و مادرشان اعتماد دارند، تمام تلاششان را میکنند تا خواسته آنها را زمین نزنند. اما اگر در این راه شکست بخورند، خود را سرزنش کرده و احساس میکنند که لیاقت عشق آنها را ندارند.
زندگی با این نوع پدر و مادرها بسیار سخت است. فرزندان این نوع والدین باید مدام در پی برطرف کردن خواستهها و انتظارات غیر واقعی آنها باشند. در واقع آنها مدام در حال دویدن و رسیدن به موفقیت هستند، اگر هم شکست بخورند، افسرده و دلسرد میشوند. این نوع رفتار نه تنها به خود پدر و مادر، بلکه به فرزندان آنها نیز آسیب میرساند و آنها را از لذت بردن از زندگی باز میدارد.
به عنوان یک پدر، به فرزندان تان توجه نمی کنید
فرقی نمیکند که فرزند شما دختر باشد یا پسر، عدم توجه شما به عنوان پدر، در شخصیت او در بزرگسالی تاثیر منفی خواهد گذاشت. شجاعت و رشد شخصی کودک تا حد زیادی وابسته به پدر است. در این شرایط، اگر کودک توجه لازم را از پدرش دریافت نکند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
پسرها معمولا همان رفتار پدر را تقلید خواهند کرد. دخترها نیز در برقراری یک رابطه رمانتیک به مشکل بر میخورند. مشکل اینجاست که دخترها معمولا مردی را انتخاب میکنند که شبیه پدرشان باشد، بنابراین طبیعی است که در این شرایط با سردرگمی روبهرو و نسبت به تمام مردها بدبین میشوند.
احساسات کودکتان را سرکوب می کنید
گاهی پدر و مادرها کودکان را به خاطر رفتاری که دارند، سرزنش میکنند. به عنوان مثال در شرایط مختلف به آنها میگویند: «پسر که گریه نمیکند»، «تو که بچه نیستی»، «گریه نکن» و... این جملات نه تنها برای کودکتان آموزنده نخواهد بود بلکه احساسات او را نیز سرکوب خواهد کرد. هر چه بیشتر یک فرد احساسات خود را کنترل کند، منزویتر میشود. این افراد در بزرگسالی قادر به تقسیم احساساتشان با دیگران نیستند یا در زمانهای عصبانیت، آنقدر خودخوری میکنند تا ناگهان یک جایی به بدترین شکل ممکن از کوره در میروند.